تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت فرانک
نوشته شده توسط : رویا بلوری


بنده روزی که اومدم خارجه، موهای بلند خوشگلی داشتم، از اونجایی که هم رنگ و هم جنس موهام خوبه بلندش کلی خوشگل میشه،مژه اما همسر بنده بر خلاف اکثر آقایون موی کوتاه دوست دارند، اینه که از روزی که ما نامزد کردیم هی گفت برو موهاتو کوتاه کن اونم چی دو سانتی، منم همیشه به بهونه های مختلف میپیچوندم، فقط تو دوران نامزدی یه بار کوتاه کردم اونم تا روی شونه! تا اینکه اومدیم اینجا! دیگه بنده تنبلیم میومد که هر روز وقتی میرم بیروناین موها رو مرتب کنم. راستش خیلی هم وارد نیستم که چیکار کنم، همیشه فقط شونه میکردم و موهامو لخت میریختم دورم! اینجا دیدم حس این کارا نیست، بعدشم همش هوا سرده از حموم میای باید شش ساعت سشوار کنی که بنده اصلا دوست ندارم، این شد که تصمیم گرفتم برم کوتاه کنم، اولین باز کمی بالاتر از شونه هام زدم، دفعه دوم تا زیر گوشم زدم، سری قبل خیلی خیلی کوتاه کردم، جوری که دیگه حسابی کچل شدم. اما حالا، یعنی دیشب رفتم گفتم خانومه این دور موهای منو کوتاه کن یکم که پشت مو نداشته باشم، بعد یه عکس نشون دادم گفتم مثل این ولی بلند تر. اما اون بی انصاف نمیدونم نفهمید یا چی شد که وقتی پا شدم دیدم ای داد بیداد کچلی شدم که بیا و ببین. قد همون عکسه بل کوتاه تر، کاملا پسرونه!تعجب راستش خودم بدم نیومد، خیلی با حال شده ولی خوب فک کنم مامانم ببینه طفلکی دیگه از من نا امید میشه! اما به جاش، آقا از دیشب این همسر هی قربون صدقه میره، هی میگه کچچچچل! خلاصه که کلی داره با این همسر کچلش ذوق میکنه، منم هی باورم نمیشه خوشش اومده، میگم تو مطمئنی خوب شده؟ یا میخوای من نخوره تو ذوقم! اونم کلی به به و چه چه میکنه که \"من همیشه میگفتم انقدی کنی، ایشالا دفعه بعد خودم با ماشین برات میزنم!\"چشمک میگه \"تو که همه کارت مثل پسرا میمونه، قیافت هم پسرونه شه دیگه من خیالم راحت شه طرفم یه مرده، هر وقت دلم خواست راحت باهات کتک کاری کنم!شیطان\"
خلاصه اینکه الان بنده یک همسر کچچچچچکل تو دل برویی شدم که بیا و ببین!




تاریخ انتشار : - | نظرات ()