تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت ساحل قسمت دوم
کچل کردن
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

چهار پنج ماه از اون ماجرا میگذشت که موهام یکم بلندتر شده بود و روز جمعه بود همسرم بهم گفت حاضر شو بریم بیرون گفتم کجا؟ گف صبر کن خودت میفهمی. رفتیم بیرون و دیدم رفت سمت مغازش و ریموت درو زد و رفتیم داخل چراغو روشن کرد دوباره ریموتو زد و در بسته شد بهم گفت لباساتو دربیار و بشین رو صو مدل جدید میزنم بشین ببین گفتم بازم قراره موهامو بزنی؟ گف بله این دفه موهاتو یه مدلی میزنم که خوشت بیاد ! منم هیچی نگفتم گفتم موهای من که کوتاهه یه ذره بیشتر که فرقی نداره! پیشبندو بست و اول قسمت بالای سرمو بایه شونه جدا کرد و با یه گیره بستمو زرو برداشت و شونه شماره چهار و زد و بایه شونه د دیگه از بغلا شرو کرد بعد این که دورشو زبا ماشین زد موهای بالا سرم بلندتر بود و اونارم فقط یه ذره مرتب کرد و بعدشم با تیغ بین موهی بلند و با تیغ زده شده فرق ایجاد کرد فک کنم اسم مدلش خامه ای بود الان درست یادم نیس. برگشتیم خونه و موهامو شستم این دفه از مدل موم خوشم میومد. فرداشم دیدم با یه رنگ مو اومده خونه و موهامو رنگ کرد وقتی شستم دیدم موهام خیلی روشن شد یه رنگی بین زرد و سفید . مخصوصا از جاهایی که با ماشین زده شده بود خیلی خوشم اومد خیلی جالب شده بود بهش گفتم من فک میکردم رنگ قهوه ای گرفتی اینکه خیلی روشنه! گف میخواستم ببینم چه رنگی میشه.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
-
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی