تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت بدون نام
کچل کردن
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

برای تولدمم کچل شده ام و تولد ۱۲ سالگی که پارسال بود کچل شدم

ابجیم هم که ۲ سال از من بزرگ تره یه ماشین اصلاح که پاناسونیک و ریش زن بود برای بابام گرفته بود گفت این یه هدیه برای تویه من بازش کردم و دیدم یه ماشین ریش زنه و خیلی شونه از اینا داره منم کنجکاو رفتم تو حموم و گفتم ابجی جون با شماره هارو کم کن و موهاروم بزن

اونم با ۲۰ و بعد دورشو با ۵ زد و خیلی خوشتیپ شدم و بعد از عید که تولد منم تو اون بود و پارسال مدیرمون سخت گیر بود و خلاصه روز ۱۴ فروردین با ماشین صفر صفر صفر مو هامو زد و تاسش کرد و رفتم به مدرسه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
-
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی