تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت ساحل
نوشته شده توسط : رویا بلوری

من و همسرم با هم دوست بودیم ومی خواستیم باهم ازدواج کنیم ولی خونواده من مخالفت میکردن چون همسرم شغل درست و حسابی نداشت و دنبال کار میگشت تا این که به این نتیجه رسید که به کار آرایشگری علاقه داره و رفت کلاسای آرایشگری و مدرکشو گرفت و یه مغازه باز کردو ماباهم ازدواج کردیم . از وقتی نامزد شدیم هی میگف بیا موهاتو کوتاه کنم ولی من هر بار طفره می رفتم و میگفتم نمیشه میخوام عروسی بگیرم و نمیشه که عروس موهاش کوتاه باشه خودشم به دوسه سانت رضایت نمیداد و میگف باید مثل پسرا موهاتو کوتاه کنم منم قبول نمیکردم . تا اینکه ما عروسی کردیمو رفتیم سرخونه زندگیمون و دو سه روز بعدش دیدم آقا با ماشین اصلاح و لوازم کوتاه کردن مو اومد خونه. بعد شام خوردن بهم گف آماده شو میخوام موهاتو کوتاه کنم منم گفتم نمی خوام کوتاه کنی من موهامو دوس دارم اونم گف من شوهرتم و هرجور که من دوس دارم باید قیافت اون شکلی باشه و از این حرفا... منم نمی خواستم کوتاه کنه آخه دو هفته بعدش عروسی دخترعموم بود و من خجالت میکشیدم با اون قیافه برم عروسی ولی قبول نکردو گف نمیشه من نمی تونم تا اون موقع صبر کنم در ضمن مدل کوتاه الان مد شده و میری می بینی موهای همه کوتاهه راس میگف منم شنیده بودم مد شده و تو ماهواره هم دیده بودم \" البته ما از همسایمون سیم کشیدیم خودمون ماهواره نداریم\" و گفتش به خاطر تو یه طرف موهاتو بلند نگه میدارم و بعد عروسی کوتاه میکنم و من مجبوری نشستم تا موهای تا کمرمو مدل پسرونه بزنه اول با یه کش موهامو از بالا بستو در یک ثانیه ریخت پایین بعدشم یه شونه به ماشین اصلاح وصل کرد و اول پشت سرم و کوتاه کرد و بعدشم یه طرف موهامو بعدشم با قیچی موهای جلو و بالای سرم رو کوتاه کرد و از اون موی بلند فقط یه تیکه 15 سانتی رو بلند نگه داشت حتی چتریامو از بالای ابروم ریخت پایین. بعد عروسی چون اون تیکه حوصلمو سر می برد خودم چیدمش مامانم وخواهرم وقتی منو دیدن از تعجب کپ کردنو گفتن این چه کچه بلایی سر خودت آوردی و چطوری میخوای تو عروسی جلو همه ظاهر شی.....

تا اینجا برام ارسال شد اگر ادامه داره تو نظرات همین پست برام بفرست اضافه کنم




تاریخ انتشار : - | نظرات ()