تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کابر سایت فرید قسمت دوم
نوشته شده توسط : رویا بلوری

حدود سه هفته ای از کوتاه کردن موهای طناز که آلمانی زده بودم می گذشت من در گیر کار بودم و فراموش کرده بودم که قرار شده بود دو هفته بعد دور موهاش را با ماشین سفید کنم و طناز هم زنگ نزده یود روز جمعه صبح داشتم استراحت میکردم که موبایلم زنگ زد طناز بود مضطرب سلام داد و گفت فرید به دادم برس گفتم چی شده گفت مامانم و دوستش چند روزی آرایشگاه را تعطیل کردن و رفتن مسافرت کلید رو هم به من دادن که برم گلها را آب بدم صبح رفتم آرایشگاه و گلها را آب دادم یکدفعه به سرم زد با موزر موهای زائد اطراف سرم رو بزنم موزر رو از تو کشو برداشتم و زدم به برق و یه آینه کوچیک گرفتم روبروم که پشت سرم رو بزنم روشنش کردم و گذاشتم پشت گردتم و یه کمی بردم جلو ولی مثل اینکه زیاد دستم رو بردم جلو حدود دو سانت از پشت گردنم رو تراشیدم آمدم درستش کنم بدتر شد فردا شب تولد دوستم دعوتم و نمیدونم چکار کنم دارم داشتم گریه میکردم یاد تو افتادم میای اینجا بلکه درستش کنی گفتم مگه قرار نبود سر دو هفته زنگ بزنی گفت مامانم گفت بذار یه کمی دیگه دور موهات بلندتر بشه بعدا زنگ بزن بهش گفتم شونهای زیر موزر را داری گفت آره چند تا هست گفتم آمدم آزانس گرفتم و در عرض بیست دقیقه خودم را رسوندم در رو که باز کرد سریع پشت موهاش را نشون داد با ماشین یک حدودا یک سانت از موهای پشت گردنش را تراشیده بود گفت میشه درستش کرد گفتم برو بشین رو صندلی تا ببینم چکار میتونم بکنم نشست و من دور موهاش را چک کردم دور موهاش حدود یک سانتی بلند شده بود گفتم میخوای دورش رو سفید کنی گفت اگه درست میشه سفید کن گفتم دورش را با شماره چهار میزنم و روی موهات رو هم حدود دو سانت کوتاه میکنم تایید کرد و پیشبند سفیدی رو که روی میز آماده گذاشته بود را دور گردنش بستم و موهاش را شونه کردم خیلی مضطرب بود گفتم چته گفت میترسم درست نشه گفتم درست میشه پشت موهات را خط نمی اندازم و یه روش میکنم ولی نگران نباش بذار لذت ببرم گفت باشه خودم هم برای امروز لحظه شماری میکردم خندید و گفت شروع کن موزر را برداشتم و شونه چهار رو زدم زیرش و روشنش کردم آمدم از بغل گوشش خالی کنم که سرش را حسابی داد سمت چپ گفتم چکار میکنی گفت میخوام توی آینه ببینم چه جوری موهام کچل میشه ماشین رو گذاشتم بغل گوشش و تا یک سانت بالاتر از خط ابروش رو تراشیدم گفت از اون دفعه رفتی بالاتر گفتم آره باید به خاطر پشت سرت بیشتر دورش رو خالی کنم فهمید بهانه میارم بغل گوشش را سفید کردم و روی دستم و لپش و یه قسمت از پیشبد پر شد از خردهای مو دست کشیدم بغل سرش تیز و تیغ تیغی شده بود خودش هم دست کشید گفت عجب با حال شد رفتم پشت سرش و گردنش را خم کردم و یک خط تا یه کمی بالاتر از گوشش انداختم و بقیه را هم تا همون جا زدم پشت سرش خالی شده یود و کلی مو خرده پشت گردنش جمع شده بود گفت میشه لمسش کنم گفتم چرا که نه دستش را از زیر پیشبند بیرون آورد و چند بار کشید پشت گردنش یکدفعه از روی صندلی بلند شد و با حالت شیطنت تند تند تکرا کرد میخوام ببین میخوام ببینم شونه هاش را فشار دادم و نشوندمش گفتم باشه بشین تا آینه بیارم یه آینه متوسط روی میز بود برداشتم و گرفتم پشت سرش خیلی هیجان زده بود دست میکشید پشت سرش و گردنش و مو خرده های کف دستش رو نگاه میکرد و میگفت خیلی باحال شده من هم چند باری دست کشیدم و موهای کف دستم رو بهش نشون دادم و گفتم من با این خرده موها بیشتر حال میکنم تا با اون موهای بلندت که اون دفعه میریختم شون پایین گفت خودم هم باهات موافقم رفتم سمت چپ سرش و در عرض یکدقیقه دور گوشش را خالی کردم و به ترتیب شونه های شش و هشت و ده را زدم زیر ماشین و کم کم کل دور سرش را تراشیدم شونه دوازده را زدم زیر موزر و تاج سرش رو هم که حدود ده سانت بود ریختم پایین دنیایی از موهای ریز با اندازه های مختلف دور گردنش و پیشبند و زمین رو پر کرده بود شونه دو را زدم زیر ماشین و پشت گردنش را با فرجه تمیز کردم خط پشت گردنش را که خراب کرده بود کور کردم شونه را برداشتم خط ریش سمت راستش رو یه کمی کج خط انداختم گفت میشه خطش رو ببری بالاتر گفتم آخه باید بقیه رو تیغ بندارم اون وقت حالت ریش تراشیده مردها را پیدا میکنه باید هروز تیغ بندازی گفت میندازم نگران نباش خندیدم و گفتم اگه بد شد پای خودت گفت باشه دوست دارم دست بکشم به اون و حال کنم و هر روز تیغ بندازم حدود یک و نیم سانت خط رو بردم بالاترو با ماشین اضافش را تراشیدم خیلی رفته بود بالا و بغل گوشش کچل شده بود توجه ای نکردم پشت گوشش و خط ریش سمت چپش رو هم درست کردم و روی موهاش را هم حدود چهار سانتی با قیچی گرفتم روی سرش رو که کوتاه میکردم سرش را کاملا داده بود عقب کلی مو ریخته بود تو صورتش آمدم با فرچه تمیز کنم و کارم را ادامه بدم گفت تمیزش نکن دارم موهای روی صورتم را حس میکنم تا حالا تجربه چند بار کوتاه کردن موی خانمها را داشتم یا ناراحتت بودن که نتیجه کار چی میشه یا حرف نمیزدن ولی طناز عاشق کوتاهی با ماشین بود در طول کوتاه کردن کاملا لذت میبرد کار کوتاه کردن روی سرش که تموم شد دور سرش را پاک کردم و خیس کردم و ماشین تیغ رو برداشتم طناز گفت مثل اون دفعه تا پایین تیغ بکش ماشین تیغ رو گذاشتم روی خط ریششو اول اون قسمتی رو که زیاد کوتاه کرده بودم خرچ خرچ تراشیدم و بعد چند بار بغل گونه اش را با تیغ زدم بد نشده بود خطش بالا بود ولی بانمکش میکرد پشت گوش هاش و سمت چپ را هم تیغ زدم و در کمال ناباوری جمله ای را شنیدم که متعجبم کرد طناز با شیطنت گفت بالای لبم و زیر ابرو هام رو هم با تیغ بزن موهای زیاد و نرمی ونازکی بالای لبش بود گفتم اگه سبیل هات را بزنم مامانت هم منو میکشه هم تورا گفت نترس نمیگذارم چون باید حالا حالا موهام رو کوتاه کنی در ضمن زیر ابروهام رو یه ردیف بیشتر نزن چون بابام میفهمه و فقط منو میکشه بالای لبش را با انگشت اشاره ام خیس کردم و بهش گفتم زبونت رو بکن توی لب بالایت و برای اولین بار توی زندگیم بالای لب یه دختر خوشگل را با تیغ خرپ خرپ زدم زیر ابروهاش که خیلی هم کلفت و پر با انگشت خیس کردم یه کمی تیغ زدم چشماش را که باز کرد قیافش خیلی تغیر کرده بود خوشگل و دوست داشتنی شده یود خودش هم خیلی راضی بود دور موهاش رو یک بار دیگه با شونهای مختلف ماشین مرتب کردم و نگذاشت مو خرده های دور گردنش و روی صورتش را پاک کنم وپیشبند را باز کردم گفت حالا موهام را با برس مدل بده روی موهاش را کمی ژل زدم و تیغ تیغی دادم بالا وقتی از روی صندلی بلند شد کلی موهای سر وگردن و صورتش ریخت روی تاپ سفیدش گفتم ببین چکار کردی گفت حال میده بلند شد آینه متوسط رو گرفت جلوی صورتش و دور موهاش را بر خلاف جهتش چند بار دست کشید و توی آینه نگاهشون کرد بعد در همون حالت روبروی من ایستاد و آینه را زمین گذاشت و دو دست منو گرفت کشید بغل موهاش من هم کمی دور موهاش و پشت سرش را بر خلاف جهت موش لمس کردم طناز در دو جلسه ای که همدیگه را دیده بودیم مو هاش را زدم خیلی با حرفاش و حرکاتش متعجبم کرده بود ولی کلامی که از دهنش در حال جمع کردن وسایل بیرون آمد خیلی متعجبم کرد طناز گفت وسایل رو جمع نکن و زمین را هم جارو نمیکنم میخوام موهای سر خودم با موهای سر تو قاطی بشه گفتم یعنی چی گفت حالا نوبت توست که من دور موهات را سفید کنم گفتم شوخی میکنی گفت نه کاملا جدی هستم دور موهات را با جهار سفید میکنم و روی موهات را هم با شونه بیست و چهار میتراشم گفتم تو که بلند نیستی گفت دوبار تجربه کردم و دقت کردم و دیدم تو چه جوری با موزر کار میکنی گفتم از خیرش بگذر گفت پس تو هم از حالا به بعد از خیر کوتاه کردن موهای من بگذر چون دیگه منو نمیبینی پاهام سست شده بود و با خودم گفتم عجب گیری افتادم جلو آمد و گفت یعنی موهای تو اینقدر پر ارزشه و موهای من کم ارزش گفتم نه صحبت این حرفها نیست میترسم خرابشون کنی گفت اگه خراب شد کلش رو با چهار میزنم گفتم آخه همه بهم میخندن چون از زمانی که از سربازی آمدم کسی منو با کله کچل ندیده گفت مهم اینه که من لذت میبرم و تو هم شانس این رو پیدا کردی که یه خانم خوشگل با موهای کوتاه کوتاه موهات رو میزنه دو دل بودم که دست منو گرفت و به طرف صندلی آرایشگاه زنانه که اطرافش پر از موهای طناز بود برد چاره ای نبود روی صندلی نشستم و........ ادامه دارد.




تاریخ انتشار : - | نظرات ()