تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت فرید ( بقیه داستان در ادامه مطلب)
نوشته شده توسط : رویا بلوری

سلام من جند تا تجربه واقعی از کوتاه کردن موی خانمها دارم میخوام براتون یکی از اونها رو بنویسم اگه بعدها تونستم بقیه را هم براتون مینویسم . چند وقتی بود که با یه خانم آرایشگر که اسم مستعارش فریده بود آشنا شده بودم

EXrozblog.comEX
سلام من جند تا تجربه واقعی از کوتاه کردن موی خانمها دارم میخوام براتون یکی از اونها رو بنویسم اگه بعدها تونستم بقیه را هم براتون مینویسم . چند وقتی بود که با یه خانم آرایشگر که اسم مستعارش فریده بود آشنا شده بودم قرار شد یه چند تا مدل که در مقابل مبلغی موهاشون را میخوان آلمانی کوتاه کنن برام پیدا کنه دو تا مدل پیدا کرد که بعدا خاطره اش را براتون مینویسم و اما مدل سوم : من بهانه آوردم که دو مدل قبلی زیاد جالب نبودند و گفت قرار بوده دوست دخترش مدل من بشه ولی بعد پشیمون شده و اگه دوست دارم دختر خودش حاضره و برای جشن تولدش میخواد توی قیافه اش یه تغییر اساسی ایجاد کنه ولی چون میخواد جشن بگیره یه مقدار پول بیشتر میخواد ، قبول کردم و قرار شد ساعت هفت فرداش برم سراغشون و بریم آرایشگاه دوستش که نزدیک خونشونه . فردا همون روز رفتم سراغشون رفتیم آرایشگاه دوستش آلبته دوستش هم میخواست حضور پیدا کنه و کوتاه کردن مدل آلمانی را با ماشین ببینه ویاد بگیره ،دخترس موهای بلند خرمایی داشت که تا پشت شونه هاش بود و کوتاه و بلند که فکر میکنم مدل فارافاست بود زده بودشون مادرش بردش توی یکی از اتاقهای آرایشگاه و مشغول حاضر کردنش شد من هم وسایلم رو بردم و روی کنسول سالن چیدم یه پیشبند سفید بست دور گردنش و به فریده خانم گفتم که خوب موهاش را برس بکشه که ماشین توی موهاش گیر نکنه آخه تصمیم گرفته بودم با همون بلندی یکدفعه دورش را با ماشین بزنم فریده خانم حسابی موهای دخترش رو که خیلی ساکت رو صندلی نشسته بود و تا اون موقع فقط یه سلام به من داده بود رو برس کشید قرار این بود که دور موهاش را با ماشین نمره چهار بتراشم و روی موهاش رو هم حدود شیش هفت سانتی باقیچی کوتاه کنم ولی گفت دخترش گفته تا میتونم چتری هاش را بلند بزنم به فریده خانم گفتم جون تولدشه نمیخوام دور موهاش را زیاد سفید کنم برای همین هم دور موهاش را با ماشین شش میزنم ولی بعد از تولدش باید حتما یکبار دیگه بیاد تا هم روی موش را کوتاه تر کنم هم دور موهاش را سفید کنم خوشحال شد و قول داد که یکی دوهفته بعد از تولش دوباره دخترش را بیاره همین جا ، موزر رو به برق زدم و یه شونه شش زدم زیر شو روشنش کردم و رفتم پشت سر دختر خانم که اسم مستعارش تناز بود و سرش رو حسابی به پایین خم کردم وبهش گفتم سرت را تکون نده و ثابت بگیر چون با ماشین کار میکنم ممکنه مدل موش خراب بشه سرش را به نشانه تایید تکون داد و خودش سرش را پایین تر برد دستم رو بردم زیر موهای پشت گردنش و با کف دست موهاش را دادم بالا و ماشین رو گذاشتم زیر رستنگاه موش و درست وسط گردنش و با یک حرکت ماشین که قیژژژژژ صدا داد تا بالای گوشش جلو رفتم یه عالمه مو از روی پیشبند سفید قلتید و ریخت زمین دوباره ماشین را از پشت گردن رو به بالا کشیدم و چند بار تکرار کردم زمین سفید آرایشگاه داشت پر میشد از مو های تقریبا مشکی و پشت سر تناز هم کاملا خالی شده بود و تیغ تیغی رو پیشبند سفید هم پر بود از مو خرده های ریز و درشت با فرچه پشت سرش رو پاک کردم و به تیغ تیغی های موهاش دست کشیدم ، تناز گفت میشه خودم هم دست بکشم گفتم بله و دست راستش را از زیر پیشبن بیرون آورد و موهای بالای گردنش را لمس کرد وگفت چقدر کوتاه شده وقتی دست میزنم تمام بدنم موهاش سیخ سیخ میشه و از این احساس خوشم میاد انگار باد داره میخوره به پوست سرم و پرسید بغل موهاش هم همین قدر کوتاه میشه و من تایید کردم و انگار خیلی خوشحال شده گفت واقعا برای تولدم یه تغییر اساس میکنم . من هم آمدم سمت راست سرش و موهای بغل گوشش را داد م بالا و کمی سرش رو به چپ خم کردم و ماشین را گذاشتم بغل کوششو تا یغل خط ابروش کشیدم بالا و همینطور ادامه دادم تا کلا بغل گوشش خالی شد گوش کوچیکش نمایان شد رفتم سمت چپ و همینطور بغل گوشش چپش را هم خالی کردم دور گردنش پر از مو خرده شده بود و توی پیشبند که نگو دیگه از بس مو ریخته بود توش مایل به سیاهی میزد موهای تناز خیلی پر بود برای همین دور گردنش و بغل گوشش هاش خیلی موی زاعد داشت تناز توی آینه نگاه میکرد و سرش رو تکون میداد و میگفت حالا که خیلی زشت شده ولی احساس خوبی دارم گفتم الان که دورش را با ماشین صفر خط بندازم و تیغ بکشم و روی موهاش را هم با قیچی کوتاه کنم عالی میشه توی آینه نگاهی به مادرش کرد و وقتی دید مامانش گرم صحبت با دوستشه یواش گفت مامانم نمیزاره موهای بغل گوشم و لپم رو بند بندازم آگه میشه یواشی با تیغ بزنیدش سرم رو تکون دادم با آبپاش موهاش رو حسابی خیس کردم از وسط سرش شونه میکردم و توی دستم موهای بلند روی سرش را لای انگشت میگرفتم و با قیچی قرچ قرچ میزدم و موهای خیس تکه ای میریخت دور سرش و روی پیشبند و روی صورتش ،من با دنیای از مو های تیکه تیکه شده روبرو بودم و کیف میکردم به نوعی هم تناز با تبسمش رضایت خودش را اعلام میکرد بهم گفت حسابی موهام رو داری قیمه قیمه میکنی و خندید خیلی از تشبیهش خوشم آمد چون هم شیرین بود هم بی رحمی من رو ثابت میکرد با ولع موهای سرش را قرچ قرچ میزدم صورتش را با فرچه پاک کردم و چتریش را ازروی ابروش باقیچی زدم دیدم یه خورده اخم کرد مثل اینکه از زیاد کوتاه شدن چتریش راضی نبود گفت یه دفه چتری هام رو هم مثل بغل سرم ماشین میکردی خیلی کوتاهشون کردید گفتم نه باید به بغل موهاتون بیاد گفت اگه موهای خودتون رو من اینجوری با بیرحمی میزدم خوشتون میامد خندید و من هم خندیدم دوباره صورتش را پاک کردم و دور گوشش و گردنش با ماشین خط انداختم و خیس کردم و ماشین تیغ را برداشتم در یک لحظه که مامانش هواسش نبود از خط ریشش خرچ خرچ چند بار کشیدم تا بغل لبش هنوز اونطرف رو نزده بودم که دیدم مامانش آمد جلو وگفت کاشکی نمیزدید موهای صورتش زبر میشه گفتم چون موهاش خیلی کوتاهه باید با تیغ تمیزش میکردم و رفتم سمت چپ سرش تناز هم پوز خندی از روی شیطنت زد وقتی موهای زاعد دور سرش را میزدم موهای صورتش که حالا با تیغ من سفید شده بود عاری از مو بود دون دون و تیغ تیغی میشد بهش گفتم تیغ اذیتت میکنه گفت نه اتفاقا خوشم میاد تمام بدنم مور مور میشه و یخ میکنه دارم باهاش حال میکنم یه بار دیگه با ماشین شش دور موهاش تراشیدم تا یه دست بشه روی ماشین پر میشد از ریزه های مو و خیلی هم میریخت دور گردن تناز که دیگه با خرده مو سیاهی میزد . گفتم پیشبند را باز کنم تا سرش رو بشوره و سشوار بکشم گفت حقیقتش میخواد با خردهای لای موهاش امشب حال کنه و حسابی دست بکشه اونها را با دستش لمس کنه و بریزه روی متکای سفیدش خندیدم و دستش رو از زیر پیشبند بیرون آورد و کشید پشت گردنش و کف دستش که پر از مو خورده بو را نگاه کرد و تبسمی کرد و گفت خیلی باهاشون حال میکنم موهاش را با شونه مدل دادم و چون سشوار نمیکشید با یه کمی آب و ژل صافشون کردم و دور گردنش رو با فرچه تمیز کردم و پیشبند سفید رو که باز کردم کلی مو ریخت کف آرایشگاه یه نگاهی به تناز کردم انصافا مدل آلمانی بهش میامد و زیبا شده بود بلند شد و چرخی زد و دور موهاش را دست میکشید و گفت خیلی خوشگل شدم حیف که دورش بلنده قول دادید دو هفته دیگه با چهار بتراشید سفیدش کنید سرم رو تکون دادم گفتم باشه مادر و دوست آرایشگرش هم راضی به نظر میرسیدن فریده خانم گفت شما خسته هستید ما اینجا را تمیز میکنیم وسایلم رو تمیز جمع کردم و راضی و خوشحال خداحافظی کردم زدم بیرون




تاریخ انتشار : - | نظرات ()