تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت
نوشته شده توسط : رویا بلوری

من یه دختر هفت ساله دارم که اول دبستانه موهاش خیلی بلند بود تا وسطای کمرش نمیذاشت هیچوقت کوتاه کنم واسش دیگه مدرسه میرفت و نگهداریش خیلی واسش سخت بود خلاصه با هر کلکی شده راضیش کردم تا نوک موهاش واسش مرتب کنم بعد اینکه موهاش شستم و خیس کردم یه قیچی تیز نو که خریده بودم با یه شونه دنده ریز آوردم حسابی موهای خیسش شونه کردم آب از موهاش میچکید اول با گیره و کلیپس موهاش تقسیم بندی کردم یه قسمت از پشت سرش باز گذاشتم شونه کردم بعد قیچی گذاشتم رو خط گردنش شروع کردم قچ قچ کوتاه کردن تا نوک قیچی رو گردنش حس کرد شروع کرد به گریه کردن و ولم کن واسه چی موهام کوتاه میکنی منم تا موهاش خیس بود و قیچی دستم بود به گریش توجهی نکردم عمودی قیچی انداختم توو موهاش تیکه تیکه کوتاه میکرد طوریکه پشت سرش دو سانت فقط مو داشت شونه رو هم از پایین افقی میاوردم بالا هی قیچی میکردم عین مدل موی پسرونه حسابی پشت سرش یه سانتی مرتب کوتاه کردم بعد دسته های بعدی موهاش باز کردم شونه کردم عمودی نزدیک به سرش کوتاه میکردم اونم هی غر میزد و میگفت ولم کن منم توجهی نمیکردم باید موهاش کوتاه کوتاه میشد حسابی براش پسرونه کوتاه کردم فقط جلوی سرش براش بلند تر کوتاه کردم کنار های سرش هم باز کردم شونه کردم قیچی گذاشتم چند سانت بالای گوشش قچ قچ کوتاه کردم موهای بلندش میریخت پایین کلی لذت داشت جلوی سرش هم حسابی خورد کردم.




تاریخ انتشار : - | نظرات ()