تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربر سایت بدون تغییر
نوشته شده توسط : رویا بلوری
سلام من مسعودم یک روز دوست دخترم بعم گفت که باید مامانشو عمل کنه و چهار ملیون پول لازم داره من گفتم که حاضرم موهاتوبخرم اون بدبخت فکر کرد که از لحااظ عاطفی گفتم گفت باشه فرداش پولوبهش دادم بعد بهش زنگ زدمو قرار گذاشتم رفتیم خونمون ریش تراشو که دید شوکه شد گفت التماس میکنم نه ماه بعد عروسی داییمه من محل نذاشتمو نشوندمش اول زیر بغلشو که به درخواست خودم نزده بود با ماشین زدم و بعد تیغ زدمو بعد با قیچی دم موهاشو زدم بعد با صفر ماشین کردمو تیغ زدم بعد زیر بغلو سرشو بو کردم و دیگه جواب تلفنمو نداد




تاریخ انتشار : - | نظرات ()