تبلیغات
کچل کردن - با زور کوتاه کردن
نوشته شده توسط : رویا بلوری

این داستان بر میگرده به نز دیک 2 یا 3 سال پیش اون موقع منموهای بلند پرپشت ویک دستی داشتم

تا این که تابستون فرا رسید واقعا هوا گرم بود ن هم مو هام از کمرم 12-10 سانتی بلند تر بود همیشه بحث کوتاه کردن مو های من تو خونه بود ولی من توجهی نمیکردم تا این که یک روز یکی از اقوام امد ارایشگر بود و عاشق کوتاه کردن مو های بلند دخترا هم اون روز من خسته از سرکار اومدم خونه مامانم تا دید شروع کرد به غر زدن که این مو ها چیه باید کوتاهشون کنی من گفتم فردا وخوابیدم صبح پاشودم ورفتم حموم تو حموم مامانم اومد پشتم را بکشه ولی دیدم داره با موها را میبنده گفتم چی کار میکنی گفت هیچی یه دفعه فامیلمونم اومد یک فعه دم و هام را چسبید و یک شونه گذاشت اونجا که بسته شده بود موهام تا اومدم حرکت کنم با قیچی شروع کردن به زدن دم مو هام را زد ولی ادامه دار بودشروع کرد به قیچی کردن مو های تاکمر به زور به شونه هام میرسید ولی گفت حالا که قیچی دستشه کوتاه کوتاه میکنه مو هام را پسرونه زد ولی کوتاه کوتاه واقعا بدترین لحظات عمرم بود




تاریخ انتشار : - | نظرات ()