تبلیغات
کچل کردن - کوتاه کردن مو بازور
نوشته شده توسط : رویا بلوری

خاطره از کوتاه کردن مو به زور

من موهای کامل بلند ویک دستی داشتم و کلا هم اهل کوتاه کردنموهام نبودم تا این که با کسی در دبیرستان اشنا شدم وبا هم خیلی صمیمی بودیم تا زمانی که با هم سر موضوعی دعوایمان شد وتحدید کرد به کوتاه کردن مو هام باورم نشد تا این که یه روز دیدم چند نفری جلوی من ضاهر شدند و دست های من را گرفتند و یکیشون به زور روسریم را دراورد ویک قیچی را از کیفش در اورد و با زور شروع کرد به قیچی کردن موهام و موهایبریده شدم را از بیخ گذاشت داخل دستم ورفت من هم با گریه فراوان رفتم خونه و مجبور شدم موهای نازنینم را پسرونه بزنم من هم برای تلافی این کار قیچی خریدم و پنهان کردم ولی با اون طرح دوستی را یختم تا روزی که بش گفتم بیاخونمون درس بخونیم اون هم موهای طلایی وقشنگی داشت بعد از گرم شدن به درس خواندن زمانی که مو هاش بسته بود یک دفعه دم موش را گرفتم وانم هی جیغ میزد ومنم شروع کردم به قیچی کردن موهاش دم اسبیش را از بیخ چیدم و شروع کردم به زدن جلوی موهاش مو های بلندش بهزور به 10 سانتی متر میرسید وان هم مجبور شد پسرونه بزنه




تاریخ انتشار : - | نظرات ()