تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربران(جدید)
نوشته شده توسط : رویا بلوری
سه ماه بود که لاله سرمو نتراشیده بود. یه خورده مو رو سرم اومده بود. البته به ماه بعد از آخرین باری که سرمو تراشید هر چند شب یه بار دستشو مینداخت تو موهام تا اندازهشو ببینه. درست چند ساعت مونده بود به تحویل سال 93 که صدام زد. رفتم تو اتاق. اشاره کرد رو صندلی جلو آینه بشینم. گفتم حالا میخوای سرمو بتراشی؟ گفت آره نزدیک تحویل ساله و باید اصلاحت کنم دیگه؟ بعد خندیدو گفت بیا بشین میخوام سورپرایزت کنم. دیدم چونه زدن فایده ای نداره. رفتک نشستم رو صندلی و اونم پیشبندو بست دور گردنم. بعد یهو دیدم یه ماشین دستی از تو کشو درآوردو گفت اینم سورپرایزم. سه ماه پیش که رفته بودیم خونه مامانم اینو از تو وسایل بابام پیدا کردم و از اون روز گذاشتم تا موهات بلند بشن و با این سرتو بتراشم. من عاشق صدای اینم. مثل موزر نیست که صداش تو مخ بره. صدای قشنگی داره تازه موهاروهم جمع مکنه و میره جلو و یه دفعه مورو میریزه پایین.
گفتم آخه با این خسته میشی. گفت از اون وقتی که این ماشینو از خونه بابام آوردم لحظه شماری می کردم تا اونو امتحان کنم اما تازه کچلت کرده بودم و نمی شد اینو امتحان کنم. اما حالا وقتشه.
گفتم نمره اش چنده؟ گفت 2 اما چه فرقی میکنه؟ من که آخرش سرتو شش تیغه میکنم.
بعد شروع کرد از جلو سرم با همون ماشین دستی سرمو تراشید. سانت به سانت با لذت می رفت جلو و هرجارو چهار پنج بار می رفت و بعد هم همونجارو دست میکشید تا ببینه یه دست هست یا نه؟ هی از صداشو و کارش تعریف می کرد. تو آینه خودمو میدیدم که سرم داشت هرلحظه سفیدتر می شد. بالاخره بعد از یک ساعت و نیم که ماشینو رو سرم میتابوند تمام سرمو صاف و سفید کرد بعد هم مثل همیشه سرمو کف مالی کرد و شش تیغه اش کرد. تو تمام تعطیلات نوروز هم هر صبح سرمو با تیغ تراشید تا بعدش عادی شد و هر هفته سرمو شش تیغه می کرد.




تاریخ انتشار : - | نظرات ()