تبلیغات
کچل کردن - داستان ارسالی کاربران شماره 1 (قسمت دوم)
نوشته شده توسط : رویا بلوری
ادامه داستان:وای خدای من نوبت من شده روی صندلی نشستم انگار نه انگار دارم کچل میکنم خیلی خوشحال بودم .بهزاد شروع کرد به تراشیدن بالای سرم دستش میلرزید و اشک تو چشماش جمع شده بود .میگفت چرا این کارو کردی .من میگفتم بتراش کاریت نباشه .من اصلا ناراحت نیستم.دسته دسته موهای پر کلاغیم میریخت پایین همون موهایی که از بچگی نزده بودم.بالای سرم که کلا تراشیده بود فقط بغلاش مونده بود که ناگهان صدای در حیاط اومد.پدرم و مادرم که برای خرید رفته بودند امدند.وقتی سر تاس منو دیدند.مامانم فشارش افتاد و پدرم کمربند رو در آورد وتا جایی که میتونست بهزاد رو کبودش کرد.بهزاد دیگه حوسه تراشیدن باقی موهامو نداشت و پدرم رفته بود توی خونه .خودم شروع کردم به تراشیدن دور موهام وقتی که کاملا کچل کردم نسیم خنکی روی سرم میوزید که در همین زمان که پس گردنی بدی از پدرم خوردم و تا 1ماه باهام صحبت نکرد.تو اون 1ماه هم با کلاه گیس بیرون میرفتم.موهام که در حد 20 شد کلاه گیس نذاشتم و همه باتعجب نگاهم میکردند .(واقعا سایت شما شاید کمکی بکنه به تغییر کردن ایده هایی که در کشور ماست و دخترها اجازه کچل کردن ندارند چون این موضوع در کشور ما جا نیوفتاده و من که بهش علاقه دارم نمیتونم انجامش بدم ولی در کشورهای دیگه به راحتی دخترها کچل میکنند).نمیدونم نظرم درسته یا نه شاید مدیر محترم سایت جوابی براش داشته باشند.کچل کردن زیبا بروفه هم خیلی قشنگ بود.واقعا تشکر

جواب رویا:منم در این مورد نظر مثبتی دارم باید در انتخاب تیپ آزاد باشن همه .ممنون به خاطر داستان




تاریخ انتشار : - | نظرات ()