تبلیغات
کچل کردن - ارسال داستان

ارسال داستان

جمعه 26 خرداد 1396 05:05 ب.ظنویسنده : رویا بلوری

 
داستان و خاطرراتتون از کوتاهی مو و کچل کردنتون رو بفرستید 


آخرین ویرایش: جمعه 30 تیر 1396 02:45 ب.ظ

 
چهارشنبه 14 فروردین 1398 11:01 ب.ظ
اگر كانالى راجب كوتاه كردن مو میشناسید لطفا اسمشو بگید
چهارشنبه 14 فروردین 1398 10:59 ب.ظ
وقتى دختر عمه ام كوچولو بو موهاشو كوتاه نكردن بعد٧سالش شد موهاش خیلى بلند شده بود بعد عمه ام گفت خوب میشه موهاشو بفروشیم ولى دختر عمه ام گفت نه ولى عمه ام گوش نداد و وقتى رفت حموم موهاشو از90سانت كرد8سانت دختر عمه ام هم گریه زارى میكرد بعد مامانم گیر بهم داد كه تو هم موهاتو كوتاه كن منم گفتم مه بعد دختر عمه ام اومد یه آدامس چسبوند به موهام كه كنده نمیشد كه منم مجبور شدم موهامو كوتاه كنم
چهارشنبه 14 فروردین 1398 10:55 ب.ظ
یادم میاد من موهام خیلى بلند و فرفرى داشتم.موهام تا كمرم بود.یه روز با دختر خاله ام داشتیم بازى میكردیم كه یه دفعه یه آدامس از دهن دختر خاله ام افتاد رو موهام .ادامسه هم چسبیده بود كه مامانم گفت كه نمیشه و منو به زور برد حموم و قیچى رو برداشت ولى خدا رو شكر ارایشگرى بلد بو ولى موهامو از90سانت كرد11سانت من هم نشستم یه جا شروع كردم گریه كردن كه یك دفعه صداى یه جیغ اومد دیدم دختر خاله ام داشتن ارایشگر بازى میكردن كه به جاى گلیممو به موهاش نخ بسته بودن و اونجا نخ هم گره خورد و دختر خاله ام هم مجبور شد موهاش رو كوتاه كنه ولى مجبور شدند كچلش كنند.
دوشنبه 10 مهر 1396 02:54 ب.ظ
سلام
لطفا بازم برامون پست بزارید
ممنون از وبلاگ خوبتون
رویا بلوری
سه شنبه 7 شهریور 1396 05:49 ب.ظ
وقتی رسیدم خونه یه نگاه به ساعت كردم. ٥ دقیقه به پنج بود. ریحانه تو حموم بود. داد زدم خانم من اومدما، ساعتم ٥ دقیقه به پنجه. یه ربع بعد ریحانه از حموم دراومد و بهم گفت كه موهاشو خشك كنم. منم سشوازو برداشتم و موهاشو خشك كردم و شونه كردم. چه موهای قشنگی تا پایین كمرش . گفت برو وسایل اصلاحو بیار. یه ملافه پهن كردم و وسایل اصلاحو چیدم. یه چارپایه گذاشتم و روش نشستم و ماشین رو زدم به برق. یه پیشبند دور گردنم بست و دستی به موهای درهمم كشید. ماشینو روشن كردو گذاشت رو پیشونیم و رفت عقب . یه خط سفید با نمره صفر تا وسط كله من باز شد. بعد ماشینو گذاشت رو شقیقه چپم تا بالای سرم رو تراشید و این خط رو به خط وسط سرم رسوند. بعد یه خط از سمت چپ تا همونجا باز كرد و بعد سرمو پایین داد و پشت سرمو هم تا محل تقاطع سه خط دیگه خط انداخت. حالا یه چهارراه تو سرم داشتم كه سفید سفید بود و دورش پر مو. با فرچه قسمتهای ماشین شده رو پاك كردو پیشبندو از گردنم باز كرد و گفت لیست خرید رو اوپنه برو خرید كن زود برگرد! نمیتونستم اعتراض كنم. زنم تحمل هیچ مخالفتی رو نداشت. لبا پوشیدمو از تو كمد یه كلاه كاموایی پیدا كردم و سرم گذاشتم و خواستم برم بیرون كه اومد كلاه رو از سرم برداشت و گفت تو تابستون میخوای با این كلاه بری بیرون؟ دیگه نتونستم هیچی نگم و گفتم آخه اینجوری كه نمیتونم برم بیرون. گفت این مجازاتته برا اینكه دیروز ساعت پنج و بیست و پنج دقیقه اومدی خونه. حالا بگو این بیست و پنج دقیقه رو كجا بودی؟ دیدم دروغ گفتن فایده نداره و گفتم كه موقع اومدن به ویتربن مغازه ها سرم گرم شد و متوجه ساعت نشدم. بعدم من كه دیروز عذرخواهی كردم. قول میدم دیگه تكرار نشه. خلاصه به دست و پاش افتادم تا اینكه راضی شد سرم رو ماشین كنه . بالاخره همه سرمو با همون نمره صفر ماشین كرد و سرم یك دست سفید شد. بعد هم منو فرستاد حموم و بعد هم سرمو چرب كرد و گفت این بار جریمه تو اینه كه بدون كلام و با این كله كچلت بری خرید ولی دفعه دیگه یه چهارراه با تیغ وسط كله ات باز میكنم و اونوقت باید همنجوری بری خرید. قول دادم و دستاشو برا زحمتی كه كشیده بود بوسیدم و بعد هم بدون كلاه با كله ای كه با نمره صفر ماشین شده بود رفتم خرید. من واقعا همسرمو دوست دارم!
جمعه 20 مرداد 1396 05:16 ب.ظ
سلام
كساییكه به كچلى علاقه دارن بیان اینستا یه پیج دارم بحرفیم

@_kachal
پنجشنبه 12 مرداد 1396 06:31 ب.ظ
شما باید اول یه اعلان بدی که هرکی دوست داره تو مسابق خاطره نویسی شرکت کنه تا25 این ماه داستان بفرسته
لازمم نیست جایزه داسته باشه چون خود عنوان کچل کردن جذاب ام اولااباید بهترین ازارا خوانندگان معلوم شه
دوما تبلیغاتت واس سایتت نداری بهتره بری تواینستگرام 3تا سوپراستار دعوت به بازدید سایتت کنی اونم فقط با تیتر مسابقه جذاب ولذذذتی
چهارشنبه 11 مرداد 1396 06:27 ب.ظ
سلام وبلاگتون عالیه ولی چرا كسی نظر نذاشته.
پنجشنبه 22 تیر 1396 03:13 ب.ظ
سلام رویا خانم من حمید 23 سالمه دوست دارم یه خانمی موهامو کوتاه کنه هر طوری بخواد شاید مسخره بیاد ولی خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده اگه کسی هست بگید خواهش می کنم اکه بخواهید ایمیلم مذارم ممنون از شما
یکشنبه 4 تیر 1396 01:16 ب.ظ
ســــلام !
وبلاگتون زیباست!
موفق باشید
چهارشنبه 31 خرداد 1396 06:39 ب.ظ
اگر میشه یه مسابقه بگذازین بدون جایزه اما بانظر خوانندگان بهترین انتخاب بشه
رویا بلوری
داستانها قدیمی شدن دیگه کسی نمی فرسته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر